نوشتار و گفتار كورش زعيم - Kourosh Zaim Thoughts, Writing & Words
 

جشن زادروز دكتر محمد مصدق در منزل كورش زعيم

زادروز مصدق بزرگ  
با شركت شخصيت هاي ادبي و ملي برگزار شد

29 ارديبشت 1391 


نشسته از چپ به راست: بانو دكتر مه لقا اردلان، دكتر علي رشيدي، دكتر داود هرميداس باوند، كورش زعيم، شمس خلخالي
ايستاده از چپ به راست: عيسي خان حاتمي، مهندس مهران بختياري، مهندس امين كرد، دكتر علي حاج قاسمعلي، مهندس آرش رحماني و مهندس محمد اويسي


كيك سه رنگ زادروز مصدق بزرگ

اعتراض به توهين سفارت جمهوري اسلامي در برزيل به ملت ايران

آيا توجيه انحراف اخلاقي مسئولان دولتي در برزيل

 اختلاف فرهنگي است؟!

هر روز كه از خواب بر مي خيزم، فساد جديدي رخ مي دهد. من مي دانم كه بخاطر خودم هم شده بايد سكوت كنم،‌ولي آيا مي شود در برابر اين آبروريزي ها سكوت كرد؟

آيا مي توان در مورد فساد ديپلمات جمهوري اسلامي در برزيل سكوت كرد؟ مردي كه نفر سوم سفارت جمهوري اسلامي در برزيل است، و با ته ريش خود ادعاي اسلامي بودن مي كند، در يك استخر مختلط با زنان و دختران و دختربچه هاي مردم شنا مي كند و هنگام زيرآبي رفتن به لاي پاي اين دختران 9 تا 14 ساله دست درازي مي كند. او با شكايت پدر و مادرها دستگير و سرانجام به سفارت ايران تحويل داده شده دستور به اخراج مي دهند.

انگار كه اين رفتار زشت و غيرانساني اين مرد منحرف به اندازه كافي براي ملت ما شرمندگي نيافريده بود، كه سفارت جمهوري اسلامي اعلام مي كند اين يك سوء تفاهم بوده و دليلش "تفاوت فرهنگي ميان آنها و ايرانيان" است!

آقاي سفير جمهوري اسلامي در برزيل، شرم بر تو! تو از كارمند منحرف زيردستت پليدتر هستي. تو ملتي را كه از والاترين اخلاق اجتماعي برخوردار است و به فرهنگ زيباي پندار و گفتار و كردار نيك خود افتخار مي كند، به انحراف جنسي و پليدي فرهنگي متهم مي كني. تو وقيح ترين توهين را به فرهنگ چندهزار ساله ايرانيان كرده اي، تو به باورهاي ديني ايرانيان توهين كرده اي، تو  به اخلاق در خانواده ايراني توهين كرده اي، تو به دختران ايراني توهين كرده اي و به خانواده خودت نيز.

آيا كارمندان تو در ايران حق دارند به يك استخر مختلط حتا نزديك شوند، چه رسد به انجام كارهاي شنيع در آن؟ آيا اين فرهنگ ايراني است كه تو ترويج مي كني؟ آيا اين فرهنگ اسلامي است كه سفارت شما به مردم برزيل مي آموزد؟ تو براي ملت ايران شرمي تاريخي و جبران ناپذير آفريده اي و از سفارت ملت ايران معذولي. اگر از ملت ايران در برابر رسانه ها پوزشخواهي نكني و كناره گيري نكني، فرزندان كورش تو را ادب خواهند كرد.

من به نام يك ايراني از مردم برزيل بخاطر اين رفتار زشت ناايراني آن ديپلمات منحرف و بخاطر توجيه پليد سفارت جمهوري اسلامي پوزش مي خواهم و تاسف مي خورم كه وزير خارجه جمهوري اسلامي هيچ كنترلي بر كساني كه براي او كار مي كنند ندارد و اشخاصي چنين وقيح او را نمايندگي مي كنند.

كورش زعيم

2/2/1391 

توهين تارنماي فارس نيوز به سران دولت تركيه

زشتخويي يك ايراني نما در يك رسانه رسمي

مطلب توهين آميزي كه در يك تارنماي رسمي وابسته به يكي از نهادهاي رسمي جمهوري اسلامي در قالب يك شعر توهين آميز عليه رهبران دولت تركيه (آقايان احمد داوود اوغلو، عبدالله گل و رجب طيب اردوغان) در اعتراض به سياست دولت تركيه در بحران سوريه درج شده بود كه بار ديگر موجبات شرمندگي و سرافكندگي ما ايرانيان فراهم نمود. چاپ چنين گفتار ناشي از زشتخويي سراينده، يك خطاي سياسي و فاقد هرگونه هوشمندي و دورانديشي تارنماي منتشركننده آن بوده است؛ و اگر عمدي و براي برهم زدن روابط دوستانه دو كشور نبوده، كه مصداق خيانت به امنيت كشور بشمار مي آيد، چنين گفتاري بي شك مغاير با فرهنگ ايراني و آموزه هاي تاريخي ما است. من به نام يك ايراني راستين وظيفه خود مي دانم كه با فروتني از دولت تركيه و از ملت بزرگ تركيه پوزشخواهي كنم. سه نفر مورد حمله و توهين، برجسته ترين تيم سياسي را در تاريخ جمهوري تركيه تشكيل مي دهند و ما بايد افتخار و احساس آرامش كنيم كه برخلاف برخي همسايگان ديگر، سياستمداراني خردمند و مردم سالار اين كشور بزرگ همسايه ما را اداره مي كنند.

ما به عنوان يك سازمان سياسي در مبارزه براي دموكراسي و حقوق بشر در ايران، هميشه به سرنوشت سياسي تركيه علاقمند و استقرار دموكراسي در آن كشور را خواهان بوده ايم. همانگونه كه در زمان كودتاي ارتش تركيه در سال 1997، و بركناري آقاي نجم الدين اربكان و محكوميت زندان براي آقاي اردوغان در مقام شهردار استانبول، من در اعتراض به رفتار خلاف اراده مردم و ضد دموكراسي ارتش تركيه نوشتم:

"... رژیم کنونی تحت کنترل نظامیان ترکیه باید درک کند که این کشور بر پایه دموکراسی بنیانگذاری شده است. در یک دموکراسی مردم ابرقدرت هستند و رای مردم بالاترین فرمان است. اگر مردم تصمیم بگیرند که می خواهند فرد دیگری با اندیشه متفاوتی کشور را اداره کند، باید همان شود. ایستادن در برابر خواست مردم، راهبرد برنده ای نیست.

امروز ترکیه در حال یک تغییر اجتماعی ژرف است. مردم ترکیه در جستجوی هویت راستین خود هستند، ... و حاکمیت میلیتاریست ها که پیوند خود را با مردم از دست داده اند كمك چنداني به آنان نمي كند. آنگونه که این حاکمیت نظامی با دولتی که قانونی و با رای مردم برگزیده شده بود رفتار کردند، لگدمال کردن غرور مردم بود – غرور احساس احترام به خویشتن به عنوان یک ملت که شخصیتی بین المللی برای خود کسب کرده بود. مردم ترکیه این سیلی به چهره خود را فراموش نخواهند کرد. و این رفتار ضد مردمی، آینده آسوده ای را برای میلیتاریست های ترکیه رقم نخواهد زد. آنها باید کنار روند و اجازه دهند دموکراسی ترکیه راه خود را پیدا کند. ..."

شعار ملي "آشتي در ميهن، آشتي در جهان"، دولت نوين تركيه را، نه تنها به ملت تركيه بلكه به جامعه جهاني متعهد كرده است، و اين دولت تا كنون به اين تعهد خردمندانه بخوبي عمل كرده و احترام جامعه جهاني را بدست آورده است.

ما در همان شرايطي هستيم كه ملت تركيه از آن به در آمده است. در اين شرايط اشخاص نادان ممكن است براي اثبات خودبزرگ بيني دروغين خود دست به گفتن سخناني ناشايست و ضد منافع ملي يا حركت هاي مغاير با امنيت ملي بزنند. تركيه كه يك همسايه بزرگ و دوست بشمار مي آيد، و در آينده هم پيمان راستين ما خواهد بود، بايد اينگونه خطاها را كه شايد هم عمد باشد، جبر زمان بشمارد و آنها را انديشه ملت ايران نداند. ملت ايران بجز به دوستي، هم پيماني و همكاري با مردم تركيه نمي انديشد.

ما آرزو مي كنيم كه روزي نه چندان دور، با مردم تركيه، كه درآميختگي چند هزارساله با هم داريم، در يك فضاي همكاري و هم پيماني و حفظ احترام و منافع مشترك در مسير پيشرفت و خوشبختي و سربلندي مردمانمان گام برداريم.

كورش زعيم

عضو شوراي مركزي جبهه ملي ايران

تهران – 23 فروردين 1391 

حكم دادگاه انقلاب عليه كورش زعيم ابلاغ شد

حكم دادگاه انقلاب اسلامي عليه كورش زعيم

حكم شعبه 14 دادگاه انقلاب عليه كورش زعيم به وكيل ايشان آقاي دكتر محمدعلي دادخواه ابلاغ شد. در پي جلسه محاكمه كورش زعيم در شعبه 14 دادگاه انقلاب اسلامي كه روز 16 اسفند 1390، با حضور ايشان و آقايان دكتر محمدعلي دادخواه و وحيد مشكاني، وكيلان مدافع، انجام گرفت و لايحه دفاعي وكيلان مدافع در روز چهارشنبه 24 اسفند به دادگاه تسليم شد، سرانجام حكم دادگاه صادر و ابلاغ شد.

طبق اين حكم، كورش زعيم با تجميع پرونده هاي دستگيري ها و زندان هاي سالهاي 1361، 1385، 1388 و 1389، به اتهام:

 "اقدام عليه امنيت كشور از طريق عضويت در جبهه ملي ايران و فعاليت تبليغي عليه نظام جمهوري اسلامي ايران و اجتماع و تباني به قصد جرم عليه امنيت كشور با توجه به گزارش وزارت اطلاعات، نامبرده از عناصر اصلي و عضو شوراي مركزي و مسئول روابط عمومي و دبير هيئت رهبري گروهك غيرقانوني جبهه ملي ايران مي باشد و بواسطه عضويت در مصاحبه ها و مقاله هاي خود مطالب غيرواقعي عليه نظام جمهوري اسلامي ايران عنوان داشته و با برگزاري جلسات مختلف اهداف گروهك را تبين و تشريح مي نموده و براي ارتباط با عناصر خارج از كشور نيز با ارسال پيام بصورت مداوم همكاري داشته است. از بدو عضويت وي در جبهه ملي به لحاظ فعاليت غيرقانوني و بعد از پيروزي انقلاب اسلامي توسط وزارت اطلاعات دستگير و در سه مرحله آزاد شده است. متهم بعضويت در جبهه ملي ايران اقرار صريح دارد و با تجميع پرونده ها متهم اظهار داشت كه عضويت در جبهه ملي جزء افتخارات بنده مي باشد و آنچه از محتويات پرونده هاي مطروحه ملاحظه مي گردد، مجموع عملكرد متهم از جمله فعاليت تبليغي و اجتماع و تباني به قصد جرم عليه امنيت كشور به لحاظ عضويت در جبهه ملي محسوب و طرفا" تمامي اقدامات غيرقانوني متهم مشمول همين عضويت و بزه واحد محسوب مي گردد. كل فعاليت هاي وي در راستاي عضويت در جبهه ملي بوده و تفكيك اقدام متهم به جرائم جداگانه برخلاف منظور قانونگذار در فعل مربوط به جرائم عليه امنيت كشور مي باشد."

"النهايه ضمن رد دفاعيات وكلاي مدافع و لحاظ عملكرد متهم در گزارشهاي تكميلي وزارت اطلاعات و ساير شواهد و قرائن موجود بزهكاري متهم در حد عضويت در جبهه ملي غيرقانوني بنظر دادگاه محرز و مسلم است. مستندا" به مواد 47 و 499 قانون مجازات اسلامي به تحمل سه سال حبس تعزيري محكوم مي نمايد. ليكن نظر به كهولت سن متهم و فقدان سابقه كيفري و لحاظ بند ب ماده 25 قانون مجازات اسلامي، حبس وي را بمدت پنج سال تعليق مي نمايد. چنانچه در مدت تعليق مرتكب يكي از جرائم مستوجب محكوميت مذكور در ماده 25 قانون بشود، در صورت قطعيت آن، مجازات معلق درباره متهم اجرا خواهد شد. ضمنا" نامبرده را به استناد ماده 19 قانون مجازات اسلامي بعنوان تتميم حكم تعزيري از عضويت و فعاليت در احزاب و گروهها و فعاليت مجازي و رسانه اي و مطبوعاتي بمدت پنج سال محروم مي نمايد. ماشاءالله احمدزاده، دادرس شعبه 14 دادگاه انقلاب اسلامي ايران – 23/12/1390"

دفتر مردمداري جبهه ملي ايران

تهران – 23 فروردين 1391

جلوگيري شهرداري اصفهان از ورود افغانيان به پارك در سيزده بدر

زشت خويي در اصفهان – يك ننگ ملي


هنگامي كه شنيدم مسئول ستاد سفرهاي نوروزي اصفهان زير نظر شهرداري و مورد تاييد وزارت ارشاد و سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري، ورود شهروندان افغاني تبار و افغاني را به پاركي در اصفهان براي "حفظ آرامش و امنيت شهروندان" ممنوع كرده، چنان تكان خوردم كه انگار كسي همه فرهنگ و تمدن ايران زمين را بر سرمان كوفته است. اين كار تا كنون فقط از سازمان ميراث فرهنگي برميآيد كه سالها است هنري جز خرابكاري از خودش بروز نداده است.

من از تاييد و اطاعت شهردار و استاندار اصفهان شگفت زده شدم كه اجازه دادند چنين جنايت فرهنگي و انساني در شهرشان رخ دهد. اين از تبعيض نژادي صدبار بدتر است، زيرا افغانيان فرزندان ايران زمين هستند و با ما هيچ تفاوتي بجز محل تولد ندارند و قراين نشان مي‌دهد كه از شما بسيار انسانتر هستند. شما كه براي زير نظر گرفتن جوانان ما دهها پليس و كماندو و نيروهاي ويژه به پارك ها مي فرستيد، توان تامين امنيت مردم را در يك پارك نداريد و بايد ميهمانان پناهجوي ايراني تبار را چنين زشتگونه متهم و تحقير كنيد؟ مي پندارم كه نيروي انتظامي هم در اين دستور تحقير شده است.

صادر كننده اين دستور بايد براي اين حركت زشت و توهين آميز و ضد بشري، و بدتر از همه ناايراني، خود بطور علني از همه مردم افغانستان طلب عفو كند. او بايد براي بخشايش خواهي به خدمت سفير افغانستان در ايران برود و دست او را ببوسد. اگر خيانتي به فرهنگ و تمدن ايراني در كار نباشد، ننگ فرهنگي و ملي را نمي توان نديد گرفت.

اينهمه كه ما در طي اين دو دهه گذشته به اين آوارگان جنگ و خشونت و بيداد در كشورشان كه به آغوش برادران هم نياي خود پناه آورده اند، به اين پناهجويان سخت كوش و كم توقع ستم كرده ايم، توهين كرده ايم، كارهاي سخت را با مزد كم به آنان واگذار كرده ايم، از اشتغال قانوني بازشان داشته ايم، از آموزش كودكانشان خودداري كرده ايم و از فراهم آوري خدمات بيمه و بهداشت درمان دريغ كرده ايم، در بدترين شرايط از كشور اخراجشان كرده ايم و با كمترين گمان گناه آنان را سخت مجازات كرده ايم، چهره زيبايي از ما در جامعه بشري، كه ما ادعاي بنيانگذاري حقوق انساني آن را داريم، به نمايش نمي گذارد.

از سوي ديگر، شما و امثال شما كه دانسته يا ندانسته به ايجاد تنش در درون ما ملت يكپارچه ايران، و ميان ما و همسايگان، مي پردازيد، اميدوارم بازيچه دست شبكه هاي پنهاني خودفروختگان برخي قدرتهاي بزرگ و كوچولو نشده باشيد كه مي كوشند با القاي سياستهاي ضدايراني، مردم ما را بجان هم بياندازند، همسايگانمان را به ما بدبين و دشمن كنند، كشور را با بحرانسازي هاي كودكانه-نماي خود بسوي سقوط ببرند، زمينه هاي آشوب و هرج و مرج و احتمال حمله را فراهم آورند به اميد آنكه در آن شرايط حساس مردم ما همبستگي ملي خود را از دست داده باشند و در برخي مناطق بتوانند با پشتوانه بيگانگان با برخي همسايگان بلندپرواز همدستي كنند.

من هشدار مي دهم كه بايد بررسي شود اينگونه تصميم ها، همانند تهديد بستن راههاي آزاد دريايي، حكم هاي سنگين قضايي بويژه در مورد ميهن پرستاني كه به تماميت ارضي كشور پافشاري مي كنند، و سخنان و حركت هاي مشابه تحريك آميز و بحران ساز در طي دو سال اخير، از كجا آب مي خورد؟ ضربه اي كه ما از شبكه نفوذي حزب توده در سه سال اول انقلاب خورديم كه در همه ارگانهاي جمهوري اسلامي نوپا رخنه كرده بود و سرچشمه بيشتر تصميمات نابخردانه و نابودساز اقتصادي و سياسي و اجتماعي بدست مسئولان بي تجربه جديد شدند، نبايد تكرار شود. شما سايه هاي خاكستري، ما شما را نمي بينيم، ولي بوي شما را حس مي كنيم: مطمئن باشيد ملت ايران در حفظ تماميت ارضي همبسته است و خواهد بود.

كورش زعيم

14 فروردين 1391  

نيايش نوروزي براي 1391


نيايش سال نو


 

ای تویی که خورشید من ایرانی را گرفتی تا در تاریکی و ایستایی ذهن تو تصور تنهایی کنم،

اي تويي كه شير وجود من را در قفس موشان زنداني كردي،

اي تويي كه آهن اراده من را با سنگ خارة خود مي ترساني،

و پرچم زيباي سه رنگين من را دستار كردي.

بدان که من ايرانيم!

من ذهن مردة تو را چنان با جنبش آزادگی خود تکان خواهم داد تا زنده و پویا گردد.

من دل تاریک تو را با فرهنگ جهان بین ایرانیم چنان روشن خواهم کرد، تا از تاریکخانه خود بیرون آیی.

تو تاریکی اندیشه خود را بر من تحمیل کردی،

تو خشونت فرهنگ خود را بر من روا داشتي،

تو دارايي من را بردي و در خواري و ناتواني رَهايم كردي،

ولی من تو را سرانجام به روشنایی ایرانی بودن خواهم کشاند،

 من ستم تو را با مهربانی خود درهم خواهم شکست.

من ایرانی تا تو را انسان نکنم از پای نخواهم نشست،

و لذت و افتخار ایرانی بودن را به تو خواهم چشاند،

تا هرگز نخواهي آنچه هستي باشي! 

 

كورش زعيم

فروردين 1391

برگرفته از سخنراني كورش زعيم در پاسارگاد

شادباش سال نو - نوروز 1391

نوروز 1391 را چون پگاه روزي نو شادباش مي گويم

 

سال نو را با این امید آغاز می کنیم که براي ایران عزیزمان سرانجامی امیدبخش در افق مشاهده خواهيم كرد. از سرخي آتشين افق فردا نهراسيم كه برآمدن خورشيد و روزي نو را كه آنگاه نوروز ما ايرانيان خواهد بود نويد مي دهد. آینده اي نیک برای ملت ایران، و براي اين آينده نيك هزينه سنگين پرداختن ارزان است.

 ما ملت نیک خواهی هستیم و وقتي بر سرپاي خود بايستيم، ثابت خواهيم کرد که نيك خواهي ما همه گير است. براي آنان كه بد كرده اند بخشاینده و مهربان خواهيم بود. ملت ایران همه را خواهد بخشایید، زيرا به توان همه براي بازسازي ميهن نياز خواهد داشت. ملت گمراهانی را که برای نشان دادن ناخشنودي خود قصد اقدام علیه تمامیت مقدس ارضی کشور را دارند نيز خواهد بخشایید و حقوق برابر همه افراد را تضمین خواهد کرد. اميدوارم اين گمراهان قدرت بازدارندگي و اراده ملت ايران را دست كم نگيرند كه در آب گل آلود ايران غرق مي توان شد ولي ماهي نتوان گرفت. ملت ایران شایستگی همه افراد را بي توجه به باورها و وابستگی ها، برای اداره و پيشرفت کشور به کار خواهد گرفت. ملت ایران همه کشورهایی را که در گذشته علیه ایران اقدام کرده اند يا مترصد اقدام هستند خواهد بخشایید و با همه دوستی خواهد کرد. ملت ایران با وجود قدرتمندي خود، كه بيشتر هم خواهد شد، نشان خواهد داد که در بزرگی و مهراندیشی همتا ندارد.

كورش زعيم

1 فروردين 1391

 
  BLOGFA.COM