|
اندیشه, گفتار و نوشتار کورش زعیم
|
|
|
|
||||
|
منافع ملی در مسلخ مبانی ارزشی حفظ تمامیت ارضی، یکی از ابتدایی ترین مسئولیتهای هر حکومت در برابر ادعاها و تهدیدهای خارجی است. این وظیفه نه تنها از برجسته ترین و شناخته شده ترین قواعد عرفی حقوق بین الملل است، بلکه در کنوانسیون های بین المللی متعدد، به ویژه منشور ملل متحد، به صراحت دفاع از تمامیت ارضی را حق ذاتی هر دولت و عضو جامعه بین الملل تلقی نموده است. بدیهی است انتظار این است که مسئولان کشور، یا نمایندگان آن، با آگاهی از این مسئولیت تاریخی، ملی، قانونی و اخلاقی، در صورتی که در مجامع و محافل بین المللی با ادعاهایی نسبت به تمامیت ارضی و منافع حیاتی کشور روبرو شوند، در مقام رد، نفی و رفع چنین ادعاها برآمده و بر صحت حقوق و حقانیت کشور خود پای فشارند، با علم و آگاهی به اینکه سکوت در برابر ادعاهای مورد بحث بعنوان رضایت به حقانیت طرف مقابل تلقی شده و در آینده نیز بر همین پایه مورد استناد در مراجع قضایی و سیاسی قرار خواهد گرفت. دریغ آنکه طی دو سال گذشته در برابر ادعاهای مجعول نسبت به منافع حیاتی ایران در نشست های برگزار شده، دولت جمهوری اسلامی سیاست سکوت را در پیش گرفته است. چنانکه وقتی در نشست سران کشورهای ساحلی دریای مازندران برخی از رهبران شرکت کننده اصالت حقوقی عهدنامه های 1921 و 1940 را زیر پرسش برده و آنها را بتاریخ می سپارند، رییس جمهوری کشور ادعای خلاف واقع آنان را با سکوت برگذار می کند. به همین ترتیب، در نشست های اتحادیه عرب در دمشق، وقتی اظهار نظرهای چالشگرانه و صدور بیانیه ای نسبت به جزایر ایرانی می شود، وزیر خارجه جمهوری اسلامی دم فرو می بندد؛ و سرانجام در نشست شورای همکاری خلیج پارس، رییس جمهوری اسلامی در مواجهه با نقشه ای با نام مجعول برای خلیج پارس، ادامه حضور را بر خروج مرجح می داند. اینک، با توجه به نکته های گفته شده، این پرسش ها برای مردم ایران مطرح است: 1- چه ضرورت سیاسی ایجاب نموده بود که رییس جمهور کشوری بدون دعوت رسمی در اجلاس شورای همکاری خلیج پارس شرکت کند و زیر نقشه ای با نامی مجعول برای خلیج پارس بدون هیچگونه واکنش نشست نماید؟ 2- چه مصالح سیاسی اقتضا می کرد که وزیر امور خارجه کشور به عنوان عضو ناظر در نشست اتحادیه عرب در دمشق شرکت نماید تا نمایندگان اتحادیه، برخلاف نزاکت بین المللی، حضور او را نادیده گرفته ضمن اظهار نظرهای چالشگرانه علیه ایران به صدور بیانیه ای حاکی از ادعای مجعول نسبت به جزایر سه گانه ایرانی اقدام نمایند. اسفبارتر آنکه رییس جمهور عراق که کشورش شهرت به داشتن روابط ویژه و نیک با ایران است، با بی پروایی در همین نشست از ادعای مجعول دولتهای عرب نسبت به جزایر ایرانی پشتیبانی نمایند. 3- سرانجام، وقتی که در رابطه با منافع ایران در دریای مازندران، رهبران دولتهای ساحلی منافع تاریخی و حیاتی ایران را نادیده میگیرند و مبانی حقوقی مورد استناد ایران را به تاریخ می سپارند، وزیر خارجه جمهوری اسلامی گامی فراتر نهاده و برخلاف موضع اظهار شده دولت متبوع خود مبنی بر حفظ حداقل حقوق حقه ایران در بستر و زیربستر آبهای مجاور دریا، حق ایران را حتا کمتر از آن اعلام می نماید، بدون اینکه به پیامدهای حقوقی و سیاسی این نوع اظهارات توجه داشته باشد. 4- شگفتا که مقامهای جمهوری اسلامی در جایی که منافع ملی و حیاتی ایران مطرح است، سیاست سکوت را پیش میگیرند، ولی در جایی که ایران منافع حیاتی و بنیادی ندارد، مواضع چالشگرانه و دخالت جویانه را خط مشی خود قرار داده اند؛ رویه ای که ملت ایران بهایی سنگین بابت آن پرداخته، می پردازد و در صورت ادامه خواهد پرداخت. جبهه ملی ایران، براین باور است که مسئولان جمهوری اسلامی در رابطه با سیاست خارجی کشور، پیش از هر چیز باید برای منافع ملی الویت قائل شوند و مبانی ارزشی را در جهت و خدمت منافع ملی مورد استفاده قرار دهند، نه آنکه منافع ملی و مردمی درمسلخ مبانی ارزشی فدا گردد. دیگر آنکه شایسته است مقامات تصمیم گیرنده نسبت به واقعیات و حقانیت تاریخی، حقوقی و سیاسی مسائل ارضی و مرزی کشور خود آگاهی کافی داشته باشند و به پیامدهای حقوقی و سیاسی موضعگیریها و اظهار نظرهای رسمی، بویژه شعارهای افراطی چالشگرانه و بازتابهای آن در رابطه با منافع ملی وقوف لازم داشته باشند. جبهه ملی ایران 24 اردیبهشت 1387
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت 23:31 توسط دوستداران کورش زعیم
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
گفتگوی رادیو فردا (بهروز کارونی) با کورش زعیم درباره: نظارت مجمع تشخیص مصلحت نظام بر دولت 21 اردیبهشت 1387 (10 مه 2008) پرسش: بحث نظارت مجمع تشخیص مصلت نظام جمهوری اسلامی پس از اینکه برای نخستین بار به بررسی بودجه 1387 پرداخت جدی شد. مجمع تشخیص مصلت نظام در این بررسی به نقد بودجه ارائه شده توسط دولت محمود احمدی نژاد پرداخت و نظرات اصلاحی را ارائه کرد. دیدگاه شما در این مورد که اکنون مجمع تشخیص مصلحت نظام قصد نظارت بر عملکرد دولت را دارد چیست؟ کورش زعیم: وظیفه مجمع تشخیص مصلحت نظام سیاستگذاری و تصمیم گیری هایی است که موجودیت و دوام نظام جمهوری اسلامی را تضمین کند. اکنون هم در اثر سیاستها و عملکرد دولت آقای احمدی نژاد، مجمع تشخیص داده که دوام نظام به خطر افتاده و باید اقدامی بکند. برنامه بیست ساله ای که در زمان آقای خاتمی در مجمع تشخیص مصلحت نظام تصویب شد، هر چند که ایداه آل نبود و کاستی های چشمگیری داشت، ولی بهر حال اقداماتی را در جهت توسعه و پیشرفت اقتصادی پیش بینی کرده بود. دولت آقای احمدی نژاد با تخریب ساختار برنامه ریزی و نظارت و کنترلی که در دولت وجود داشت، و با تصمیم گیری های نابخردانه اقتصادی از جمله اتلاف درآمد کشور با جایگزین کردن تولیدات صنعتی و کشاورزی کشور با واردات ارزان قیمت، مصرف ذخیره ارزی برای هزینه های جاری بجای سرمایه گذاری پایدار در تولید و زیرساختها، باعث تعطیلی واحدهای تولیدی و کشاورزی، افزایش بیکاری، تورم افسار گسیخته و بالا رفتن میزان فقر در کشور شده و عملا برنامه بیست ساله را کلا متوقف کرده و حرکت بسوی عقب را آغاز نموده است. (البته آقای احمدی نژاد به این قول خود وفا کرده که قطار دولتش بی فرمان و بی ترمز با سرعت حرکت کند. اینجور که پیداست، ایشان قطار خود را، که اکنون به عقیده من از ریل خارج شده، تا هنگامی که به دره سقوط نکند متوقف نخواهد کرد. اگر مجمع تشخیص مصلحت نظام تصور می کند که خواهد توانست با تصویبنامه و هشدار و مصلحت اندیشی دولت آقای احمدی نژاد را از راه خود باز ایستاند، بهتر است یکبار دیگر عوامل مسبب این سیاستها را بررسی کند.) پرسش: آیا مجمع تشخیص مصلت نظام از ابزار عملی برای نظارت بر عملکرد دولت محود احمدی نژاد برخوردار است؟ کورش زعیم: به باور من، کنترل سازمانی دولت نهم امکان پذیر نیست، زیرا تجربه کرده ایم که ایشان به مصوبات مجلس اعتنایی ندارد، که نمونه بارز آن بودجه کشور بود که بجای صدها صفحه مطالعه شده در یک برگ کاغذ خلاصه شده بود. ایشان فقط 39 وزارتخانه و سازمان را بجای صدها سازمان برای تقسیم درآمد دولت به رسمیت شناختند، و وقتی مجلس در یک سازش حدود 140 سازمان را به ایشان قبولاند و تصویب کرد، ایشانه همان 39 مورد خودشان را به اجرا گذاشتند.مجمع تشخیص مصلت نظام هم هیچ کاری نتوانست بکند. بنابراین، ارزیابی من این است که اقدامات دولت با همین شیوه تا بن بست نهایی پیش خواهد رفت. (مطالب درون پرانتز پخش نشد.)
+
نوشته شده در شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387ساعت 22:35 توسط دوستداران کورش زعیم
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
گفتگوی صدای امریکا خبرها و نظرها (سیاوش سعادتیان) با کورش زعیم درباره: نامه کورش زعیم به منوچهر متکی 13 اردیبهشت 1387 آراسته: آقای مهندس زعیم در نامه ای به آقای منوچهر متکی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی نوشته و از دیپلوماسی ایران در عرصه بین الملل انتقاد کرده است. در این نامه آقای زعیم نوشته است که ضعف دستگاه دیپلوماتیک کشور تا آنجا پیش رفته که عملکرد وزارتخانه شما باعث شده کشورهای پیرامون خلیج فارس جزایر سه گانه ایران را ادعا کنند، نام خلیج فارس را تغییر دهند و علیه کشور در مجامع بین المللی رای دهند. این عضو شورای مرکزی جبهه ملی در پایان خواستار استعفای منوچهر متکی از منصب وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران شده است. توجه شما را به گفتگوی کورش زعیم با صدای امریکا جلب می کنیم. کورش زعیم: من در این نامه کلا اشاره ام به کیفیت دیپلماسی بوده، البته اینکه من درخواست کردم که ایشان کناره گیری کنند این بود که ما می دانیم که سیاست خارجی کشور را آقای متکی تعیین نمی کنند، ما همچنین می دانیم که ایشان بهتر یا بدتر از مسئولان دیگر جمهوری اسلامی نیستند. و اینکه اگر ایشان بروند، جانشین ایشان بهتر نخواهد بود که احتمال برتر بودنش هم می رود. ولی باید توجه کنیم که آسیب هایی که سیاست خارجی کشور وارد می آورد بسیار درازمدت تر و مخرب تر از هرگونه سیاستگذاری نادرست داخلی است. شرایطی که برای ما در اثر این دیپلماسی حقیر در دریای مازندران، خلیج پارس، اروند رود و حتا رود هیرمند با افغانستان پیش آمده سببش ناآگاهی و کیفیت بسیار پایین این دیپلماسی بوده است. سیاست خارجی کشور یا شیوه عرضه کردن آن شخصیت آن کشور را در عرصه بین المللی نشان می دهد و این شخصیت یک کشور است که می تواند جلو بسیاری از تندروی ها و سوء استفاده کشورهای دیگر را در عرصه تعامل و مذاکره و بده بستان های سیاسی بگیرد. جمهوری اسلامی نتوانسته این شخصیت را با دیپلماسی بین المللی خود بروز بدهد، بویژه دولت نهم. شخصیت دیپلماسی یک کشور باید نشانگر دانش و فرهنگ و خرد آن کشور باشد. بهمین دلیل بسیاری از کشورها معمولا برای این کار از برجسته ترین شخصیتهای خود برای این کار استفاده می کنند. در صورتیکه وزیر خارجه ما و همراهانش نه تنها از حقوق بین الملل، رویه های بین المللی و حتا علوم سیاسی بین الملل آگاه نیستند، از پروتکل های مربوط به روابط دیپلماتیک هم بی بهره اند. آقای متکی افزون بر اینکه وزارتخانه ای شایسته دیپلماسی کشوری مانند ایران را ندارند، خودشان هم بارها در رابطه با منافع ملی کشور سخنانی گفته اند که می تواند در مذاکرات آینده علیه ایران بکار برده شود. اینگونه اظهارات در هر کشور متمدن اتهامی برای محاکمه و یا دستکم استیضاح ایشان در مجلس می بود. من با این نامه خواستم به جهانیان اعلام کنم که این وزارت خارجه نماینده خواستها و شخصیت ملی ایران نیست. سعادتیان: شما اشاره کردید به ضعف دیپلوماسی ایران در قبال کشورهای منطقه؛ به نظر شما این ضعف ناشی از چه عواملی است؟ کورش زعیم: این به دو دلیل است. یکی اینکه سیاست جمهوری اسلامی، بویژه این دولت اخیر، این بوده که، یعنی در این توهم بوده که اگر به کشورهای منطقه، بویژه کشورهای عربی، باج بدهند و جلو آنها کوتاه بیایند، آنها می توانند در مسئله هسته ای ایران حمایت کنند. البته، من از تاریخ سیاسی کشور این است که این کشورها هیچ وقت و هرگز از ایران حمایت نکرده اند، بویژه در این سی سال و این توهم باعث شده که اینها کوتاه بیایند. دوم اینکه وقتی وارد مذاکرات می شوند، آن دانش و شخصیت را ندارند که بتوانند بنشینند و با طرفشان قاطعانه صحبت کنند و از منافع ملی دفاع کنند. بنابراین، همیشه کم می آورند و این مشکل چه از نظر آگاهی و چه از نظر شخصیت سیاسیشان و هم از نظر اینکه سیاستگذاری کشور توسط یک مرجع تعیین نمی شود و گروههای گوناگونی در آن دخالت دارند، اعتماد به نفسی که لازم دارند برای مذاکرات از خودشان بروز نمی دهند، در نتیجه همیشه شکست می خورند.
+
نوشته شده در شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 22:14 توسط دوستداران کورش زعیم
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
روز جهانی کارگر و جامعه کارگری ایران هرچند که در جامعه کارگری جهان، دهها سال است که کارگران از حقوق کامل مدنی، حق تشکیل اتحادیه و حق اعتراض ازراه اعتصاب برخوردارند، در جمهوری اسلامی هنوز کارگران نه تنها حق تشکل و گردهمایی و اعتصاب ندارند، بلکه در صورت اعتراض به شرایط کاری و عدم دریافت دستمزد، مضروب می شوند، به زندان می افتند و از بازگشت به کار محروم می شوند. در حالیکه بیشتر کشورها یک روز سال را برای بزرگداشت جامعه کارگری که چرخ اقتصاد را بگردش در می آورند، تعطیل می کنند، در جمهوری اسلامی که به بهانه های مختلف و گاه نا مرتبط با فرهنگ و تاریخ و منافع ملی ایران روزهای زیادی را تعطیل می کنند، به اهمیت روز کارگر بی اعتنا هستند. این در حالی است که ایران از بیست و شش سده پیش برای بیش از هزار سال، در زمانی که کشورهای دیگر با شلاق و فقط برای خوراک از کارگران کار می کشیدند و یا از بیگاری اسیران و بردگان استفاده می کردند، ایران عاری از برده داری و بیگاری، با پرداخت دستمزد کافی، زمان کار معین روزانه، داشتن تعطیلات هفتگی و سالانه، تامین خوراک متناسب با نوع کار و سن و جنسیت کارگر، مرخصی بارداری برای زنان کارگر و پرداخت اضافه کار، پایه گذار حقوق کارگری در تاریخ بشریت بوده است. در حالیکه سیاستهای غلط اقتصادی جمهوری اسلامی با توسعه اقتصاد دلالی و ضد تولید، آزادی بی برنامه و آسیب زای واردات ارزان و بی کیفیت در رقابت با تولیدات صنعتی و کشاورزی داخلی، گستردگی قاچاق کالا، فساد فراگیر حیرت انگیز، بذل و بخشش ها و سرمایه گذاری های میلیاردی در کشورهای خارجی بجای توسعه صنعت و کشاورزی کشور و بی اعتنایی به نیازهای تولیدگران، باعث ورشکست یا تعطیل شدن پیوسته کارخانه ها و کارگاههای تولیدی، رشد قراردادهای موقت خدمات انسانی و درنتیجه کاهش کیفیت وامنیت شغلی شده است، کارگران این کشور ثروتمند که همگی در زیر خط فقر زندگی می کنند، حتا حق اعتراض به تاخیر چندماهه در پرداخت دستمزدهایشان را ندارند. کارگران ایرانی از حق تشکل و ایجاد اتحادیه، اعتصاب، حداقل دستمزده برای یک زندگی آسوده و آبرومند، حقوق زمان بیکاری، مزایای طبقه بندی مشاغل، آموزش رایگان، امکان بهبود و روزآمدسازی مهارت ها، مرخصی مناسب برای زنان کارگر در دوران بارداری و پس از زایش محروم هستند. زنان و مردان از فرصت و دستمزد برابر در شرایط برابر برخوردار نیستند، امنیت شغلی ندارند و شرایط ایمنی کارگر در کارگاههای رعایت نمی شود. از سوی دیگر، کارآفرینان و تولیدگران ما زیر فشار انواع مقررات دست و پاگیر، متضاد و هزینه زا و رقابت های مخرب نهادها و اشخاص نزدیک به منابع قدرت با واردات ارزان و حمایت شده، کمر خم کرده اند. دولت با هزینه کردن درآمدن نفت برای افزایش واردات و عدم اعتنا به نیازهای تولیدگران و سرمایه گزاریهای پایدار در راستای توسعه صنعتی، کشور را تبدیل به زباله دانی کشورهای در حال توسعه کرده است. کارگران عزیز و ملت بزرگ و بردبار ایران به خوبی می دانند که تنها با برقراری مردم سالاری و استقرار حاکمیت ملی است که می توان حقوق سیاسی و اجتماعی و صنفی همگان و در نتیجه پیشرفت، سربلندی و استقلال کشور را تضمین نمود؛ و این وظیفه دولت ملی و مردمی آینده است که این محرومیت ها را از جامعه کارگری ایران بزداید. کورش زعیم ۱۲ اردیبهشت 1387 (1 مه 2008)
+
نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 22:10 توسط دوستداران کورش زعیم
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
میزگردی دربارهی چالشهای حقوقی جرم سیاسی در ایران مشکل مصداق در جرم سیاسی مریم محمدی روز دوشنبه نهم اردیبهشتماه، در جلسهی مسوولان عالی قوهی قضایی در ادامهی بررسی لایحهی قانون مجازات اسلامی، مادهی ۴ این لایحه به موضوع جرم سیاسی اختصاص یافت، بررسی و تصویب شد. این قانون باید به تصویب مجلس و شورای نگهبان برسد. اما از آنجا که تفسیر جرم سیاسی مدتهاست مورد چالش محافل حقوقی، سیاسی و حتا عرصهی فعالیتهای مدنی است، در این مورد با آقایان دکتر علیرضا جمشیدی سخنگوی قوه قضاییه، دکتر ناصر زرافشان، حقوقدان و مهندس کورش زعیم از اعضای شورای مرکزی جبههی ملی ایران گفتوگو کردم. آقای جمشیدی، اساساً منظور از جرم سیاسی در قانون اساسی چیست؟ در قانون اساسی جرم سیاسی تعریف شده و با توجه به این که نیاز است براساس قانون اساسی، قانون عادی نوشته شود و مصادیق جرم سیاسی تعیین شود، معاونت حقوقی و مسوولین قوهی قضاییه لایحهای را به عنوان ابلاغ جرائم تعزیری آماده میکنند. یک بخش از این لایحه مربوط به جرم سیاسی است و مفاد این لایحه در رابطه با فعالیتهایی است که در جهت مخالفت با نظام باشد که این گونه جرایم که البته مصادیق در آن معین شده است، اینها میتواند جرم سیاسی تلقی شود. طبیعی است که جرم سیاسی باید با حضور هیات منصفه برگزار و رسیدگی شود و دادگاهها هم علنی برگزار میشوند. تکلیف آزادی اندیشه و بیان در این قانون از موارد مبهم است، مثل تشویش اذهان عمومی... البته این لایحه به گونهای تنظیم میشود که با آزادی بیان و بحثهایی که در قانون اساسی از حقوق اولیهی مردم است، در تضاد قرار نگیرد. به همین دلیل هم هرگونه انتقاد، هرگونه مسایلی که عمدتاً راجع به خود قانون اساسی یا راجع به اساس حکومت باشد، جرم تلقی نمیشود. مگر این که مخالفت به گونهای باشد که در قالب ایجاد تشکل، دستجات یا فرضاً راهپیماییهای غیرقانونی و این مسایل باشد، که عمدتاً جرم سیاسی تلقی میشود. آقای دکتر زرافشان، موارد اختلاف یا تطابق این مصوبهی جدید با قانون اساسی در کجاست؟ در قانون اساسی، کلیات را میگویند و مثل موارد بسیار دیگر بعداً باید تفصیل و جزییات آن تعریف شود و به تصویب برسد. این کار تا حالا حدود سی سال است معطل و متوقف است. در زمان آقای خاتمی هم یک چیز ابتر و نیمبندی برداشتند و تهیه کردند که حتا به مانع برخورد و... خلاصه جلویش را گرفتند. حالا مسوولین قضایی آمدند آنچه را که در رویه و عمل خودشان ظرف سالهای گذشته به آن رسیدهاند، در قالب مصداقهای جرم سیاسی تعریف کردهاند. یعنی رویه را ظرف این مدت بهدست آوردهاند و همان کارهایی را که میکردند، حالا به عنوان جرم سیاسی که این را در قالب لایحهای بعدا بدهند تصویب بشود، تعریف کردهاند. آقای زرافشان، ایرادات معین شما به این مصوبه در کجاست؟ اولاً، اینکه هرکس بدون اجازهی ما هر حرکتی کرد، او مجرم سیاسی است. ثانیاً، جرائم سیاسی منحصر و محدود است به فعالیتهای مسالمتآمیز. یعنی در همان قالب لیبرالی که علیرغم همهی موضعگیریهای کلامی علیه آمریکاییها و علیه لیبرالیسم نو، همان قالب را برداشتند آوردند و تعریف کردهاند. گفته است هر یک از اعمالی که به قصد مخالفت با نظام جمهوری اسلامی ایران صورت بگیرد و متضمن خشونت نباشد، جرم سیاسی محسوب میشود و مرتکباش به حبس از شش ماه تا دو سال، و اجبار به اقامت در محل معین، یا منع از اقامت در محلهای معینی از دو تا سه سال و محرومیت از حقوق اجتماعی به مدت پنج سال محکوم میشود، تازه کسی که عملش مخالفت با جمهوری اسلامی تعبیر شود. سوال این است که وقتی شما در محاکمهای رفتید، چه عملی را مخالفت با جمهوری اسلامی تعبیر میکنند و کدام را تعبیر نمیکنند و بعد متضمن خشونت هم نباشد. آقای زرافشان، به نظر میرسد این مساله که «متضمن خشونت» یا قهر نباشد، طبیعی است که در قانون باشد. آیا شما این طور فکر نمیکنید؟ شما در تاریخ ۱۵۰ ساله، ۲۰۰ سالهی گذشته سه تا چهار انقلاب بزرگ دارید که سه تا چهار قلهی بزرگ در تحولات تاریخی است. انقلاب فرانسه، انقلاب روسیه، انقلاب چین. همهی اینها هم قهرآمیز بوده، برای این که حاکمیتهایی که مقابل مردم ایستاده بودهاند. ابتدا از قهر استفاده میکنند و به مردم آن قهر را تحمیل میکنند. وقتی همهی حقوق مردم سلب شده باشد، در خود سیستم حاکم هم هیچ پیشبینی، هیچ راهی برای انعکاس ارادهی مردم تعبیه نشده باشد، این تحمیل به مردم است. همانطور که در اعلامیهی حقوق بشر، اولین اعلامیهای که بعد از انقلاب فرانسه منتشر شد، میگوید در چنین حالتی مقدسترین وظیفهی مردم انقلاب است. در اینجا این سوال پیش میآید برای کسانی که گفتههای شما را میشنوند، که آیا شما به عنوان یک حقوقدان توصیه میکنید که مخالفت با نظام با اعمال خشونت، آزاد باشد؟ من هیچ توصیهای نمیکنم. ولی ببینید، تحولات اجتماعی بنابه توصیهی من و بنابه توصیهی آییننامههای قانونی و نظام حاکم صورت نمیگیرد. تکامل اجتماعی، یک حرکت اجتماعی منطقی مخصوص خودش را دارد. کسانی هم که در قدرت هستند هیچ وقت این منطق را درک نکردند و ندیدند. از آقای زعیم، تقاضا میکنم به عنوان عضو یک سازمان سیاسی نظر خودشان را نسبت به این مصوبه به طور کلی بیان کنند؟ من اصولاً فکر میکنم تعریف جرمی به نام جرم سیاسی موضوعیت نداشته باشد. چون هر شهروند، حتا طبق همین قانون اساسی موجود هم حق دارد عقیدهی خودش را آزادنه بیان و دیدگاههایش را منتشر و تبلیغ کند. این لایحه به عقیدهی من تلاشی است برای قانونمند کردن اتهاماتی غیرقانونی، مانند همین «تشویش اذهان عمومی»، «تبلیغ علیه نظام» و «اقدام علیه امنیت ملی». این اتهاماتی که به کار بردهاند برای این که صدها فعال سیاسی مدنی را در طی سالها دستگیر و زندانی کنند، که قانونی برایش وجود نداشته باشد. حالا میخواهند قانونی برایش به وجود بیاورند که این دستگیریها مبنای قانونی داشته باشد. آقای زعیم اگر شما بخواهید جرم سیاسی را تعریف کنید، اساساً به جرم سیاسی قائل هستید؟ جرم سیاسی چیست؟ تنها جرمهایی را میشود گفت جرم سیاسی، همان جاسوسی برای کشورهای بیگانه است یا اقدام مسلحانه علیه دولت مرکزی و یا تبلیغ برای اقدام مسلحانه علیه دولت مرکزی. به اینها میگویند جرم سیاسی. یعنی آنها خلاف قانوناند و آنها جرم سیاسیاند. ما برای اتهامات دیگر، اگر درست باشد، قانون جزا داریم. مثلاً برای تهمت و افترا داریم. اگر کسی در اظهارات سیاسی خودش موارد نادرستی را به مسوولان نظام نسبت بدهد، طبق قانون میتوانند تحت پیگرد قرار بگیرند. همینطور اگر تبلیغاتی کنند که دروغ باشد، برای آن هم قانون وجود دارد. بنابراین جرم سیاسی را در یک قانون تعریف کردن، این خودش ضد مصادیق حقوق بشر و برخلاف آزادی عقیده و بیان است و هیچ موضعیت ندارد. آقای زعیم، آیا تاکید بر دادگاههای علنی و هیات منصفه میتواند نکتهی مثبتی در این قانون باشد؟ فکر میکنم این هیات منصفه را قوهی قضاییه منصوب میکند. در صورتی که اگر این آقایان قانونی بگذارند که هیات منصفه، که الان گزینشاش به هیچ وجه منصفانه نیست، بهطور تصادفی از میان شهروندان خوشنام و با تایید مشترک هم وکیل مدافع و هم دادستان برگزیده شود، آن وقت میشود نام آن را گذاشت هیات منصفه. نه کسانی که به این کار منصوب میشوند و احتمالاً کسانی را هم منصوب میکنند که به موازات نظام یا خود دادستان رای بدهند. بدین ترتیب علنی بودن دادگاه هم نمیتواند عامل موثر و مثبتی باشد؟ البته اگر علنی باشد، مسلما دادستان و مدعی که دولت باشد کمی احتیاط بیشتری دربارهی اتهاماتش میکند و تامل بیشتری نسبت به دفاعیات دارد. ولی هیات منصفه اینجور که الان هست، به هیچ وجه منصفانه نیست. البته باید دادگاه علنی باشد، باید هیات منصفه تصادفی و با تایید دو طرف انتخاب شود. ولی تعریف جرم سیاسی اصولا برای ملتی که آزادیخواه است و میخواهد مطابق با مصادیق حقوق بشر و آزادی بیان و اندیشه زندگی کند، اصلا خودش کار بسیار زشتی است.
+
نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 8:42 توسط دوستداران کورش زعیم
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
گفتگوی رادیو فردا (مسعود ملک) با کورش زعیم درباره: نامه به منوچهر متکی 11 اردیبهشت 1387 پرسش: در نامه ای که به خطاب به منوچهر متکی منتشر کرده اید جایگاه ایران در منطقه و عرصه بین المللی را رو به تنزل قلمداد کرده اید در حالیکه حاکمان ایران و بویژه دولت نهم ایران را نه تنها قدرتی در منطقه بلکه یک قدرت جهانی می نامند. ممکن است در آغاز تحلیلی از موقعیت ایران در صحنه جهانی بدهید.... کورش زعیم: بله، البته منظور من این نبود که موقعییت ایران در عرصه بین المللی و منطقه رو به تنزل است، من منظورم این بود که آن در پایین ترین سطحی است که امکان دارد یک کشور از نظر بین المللی باشد. ما هیچ هم پیمان و دوستی برای کشور نداریم. سازمان ملل که باید پشتیبان ما باشد، با قطعنامه های بسیار سختگیرانه ما را در محاصره اقتصادی قرار داده و زندگی اقتصادی ما را دچار مشکل کرده، کشورهای دنیا ما را بصورت یک یاغی نگاه می کنند، کشورهای اسلامی نه تنها همیشه علیه ما رای داده اند، اکنون علیه ما بسیج هم کرده اند. سراسر مرزهایمان توسط همسایگانمان مورد خطر قرار گرفته است. ما مشکلات درونی داریم، بویژه در کنار مرزهایمان، بخاطر همین تحریم ها و همین شرایطی که ما در صحنه بین المللی داریم. در دریای مازندران، کشورهایی که تازه مستقل شده اند، اعتنایی به ایران و منافع ایران ندارند. در صحنه اقتصادی انتقال انرژی به جهان از همه کشورهایی که از ما کمتر هستند عقب هستیم، در صورتیکه ما باید یکی از عمده ترین منابع انتقال انرژی به اروپا و آسیا باشیم. کارخانه های ما تعطیل می شوند، بخاطر اینکه منابع مواد اولیه یا بازارهایشان از بین رفته، کارگرانمان بیکار می شوند، و دولت که میلیاردها در کشورهای دیگر سرمایه گذاری می کند، توان پرداخت حقوق کارگران خودمان را ندارد. سرمایه هایمان به خارج فرار می کنند، مغزهایمان به خارج فرار می کنند. در خلیج پارس که یکی از افتخارات تاریخی و فرهنگی ماست، همسایگانمان که باید متکی به ما باشند، توهین آمیز با ما رفتار می کنند، به خاک ما چشم طمع دوخته اند و نام خلیج پارس را قصد تغییرش را دارند، و حتا سرمایه گذاری می کنند که فیلم هایی برای توهین به ملت ایران ساخته بشود. من نمی دانم، تنها کسانی که گاهی جواب سلام ما را می دهند کشورهایی هستند مانند ونزوئلا و بولیوی و سری لانکا که ما در آنها سنگین سرمایه گذاری می کنیم و آنها ما را از لحاظ اقتصادی می دوشند. از گروه هایی در درون کشورهای همسایه حمایت می کنیم که تا هنگامی که از ما منافعی داشته باشند با ما دوست می مانند، ولی دولتهایشان با ما دشمن و مخالف هستند، و حتا همسایگانی که از ایشان انتظار داریم که همیشه از ما حمایت کنند، مانند عراق و افغانستان، الان بنای مخالفت و انتقاد را گذاشته اند. من نمی دانم چقدر وقت دارید؟ من می توانم تا فردا صبح فهرست کنم شرایطی را که ما در آن هستیم که به هیچ وجه قابل تحمل نیست و برای ایران، کشوری به این اهمیت، به این قدرت، به این قدرت بالقوه اقتصادی و سیاسی و استراتژیک، در چنین شرایطی باشد که باعث شرمندگی ملت است. پرسش: شما عملکرد وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی و بویژه آقای متکی را بخاطر سرخوردگی های ایران در عرصه جهانی مورد ملامت قرار داده اید در حالیکه حرف اول در امور حساس کشور را رهبر می زند و با روی کار آمدن دولت نهم، محمود احمدی نژاد نیز بعنوان شخص دوم مملکت و با برخورداری از حمایت رهبر قادر به اعمال سیاست های شخصی خود در عرصه های مختلف بوده است . آیا بنظر شما بخشی از این انتقادها را نباید متوجه رهبر و رئیس جمهوری کرد .... کورش زعیم: ببینید، نماد روابط خارجی کشور و سیاست خارجی یک کشور وزارت خارجه آن است. درست است که برخی وزیران امور خارجه از خودشان قدرتی ندارند و تابع دستورهای دولتشان یا مقامهای دیگر هسستند که در این رابطه تصمیم گیری می کنند. البته من نمی خواستم نام کسی را ببرم. شما اگر شروع کنید به نام بردن کسانی که دخالت در سیاست خارجی کشور می کنند، چون در ایران مراکز تصمیم گیری متعدد هست، بعدا ممکن است انتقاد کنند که فلان کس و فلان سازمان را فراموش کرده ایم. من وزارت خارجه را به عنوان نماد سیاست خارجی کشور ازش نام بردم و از سوی دیگر خود وزیر خارجه هرچند که ممکن است سیاست خارجی کشور به او دیکته بشود و از خودش قدرت و نفوذی نداشته باشد، خود وزیر خارجه باید شخصیتی باشد که احترام بین المللی را جلب بکند، دانش علوم سیاسی داشته باشد، دانش حقوق بین الملل داشته باشد، حرفهایی که می زند مغایر با قانون بین الملل و علوم سیاسی آنجور که پذیرفته شده نباشد و حرفهایی نزند که در آینده بر علیه منافع ایران بکار برده شود. در رابطه با دریای مازندان، وقتی که ایشان فرمودند که ما بیش از 3/11 درصد هرگز نداشته ایم و نمی توانیم داشته باشیم، این از دهان یک مقام رسمی کشور چیزی واقعا بجز خیانت نیست و من مطمئنم که ناآگاهی باعث شده که ایشان چنین صحبت هایی بکنند. در جلسات بین المللی، وزیر خارجه باید همیشه شخصیتی والا و پذیرفته شدنی در صحنه بین المللی داشته باشد که ایشان از این توان عاری هستند. پرسش: شما از منوچهر متکی خواسته اید ضمن پوزش خواهی و طلب بخشایش از ملت ایران از سمت خود کناره گیری کند گرچه همانطور که اشاره کرده اید استعفای آقای متکی نمی تواند تضمینی برای یک جانشینی شایسته باشد. چه گامهایی باید برداشته شود و چه اصلاحاتی در سیاست خارجی برای جبران خسارتهایی که از طریق عملکرد وزارت امور خارجه به وجهه ایران در عرصه بین المللی وارد شده، باید انجام شود .... کورش زعیم: همه صدماتی که در سیاست خارجی به ما خورده و لطماتی که به منافع ملی ایران در عرصه بین المللی خورده، ناشی از وزارت خارجه نیست. همان جور که شما به درستی اشاره کردید، سیاستگذاری در جایی دیگر می شود. ولی این درخواست استعفای وزیر خارجه، به ویژه وقتی مردم آنجور گرد آمدند در روز ملی خلیج پارس و اعتراض کردند به بی اعتنایی و سکوت دولت ایران نسبت به این تحرکاتی که علیه ایران می شود، چه از نظر فرهنگی و تاریخی، امیدوار بودم که این سیستم را تکان بدهد و نشان بدهد که مردم گوش می دهند، نگاه می کنند و می فهمند. مردم، به قول برخی از آقایان که آن بالا نشسته اند، محجور نیستند. شاید که این تکان باعث شود که یک خانه تکانی هم بکنند و وزارت خارجه را که باید یکی از متخصص ترین باشد و از اشخاص متخصص در علوم سیاسی و حقوق بین المللی استفاده کنند، از اشخاص باسواد و شایسته استفاده کنند. بیش از هر وزارتخانه در کشور، وزارت خارجه باید متخصص و نماد شخصیت یک ملت باشد، چون با تمام کشورهای جهان روبرو می شود، با آنها تعامل می کند، با آنها مذاکره می کند. ولی این وزارت خارجه ما هرگز چنین نمادی را از خودش بروز نمی دهد و ما خواستیم که تکانی داده شود به سیستم که یک درون نگری کنند و دستکم این وزارتخانه را برای حفظ آبروی ملت ایران یک بازسازی بنیادین بکنند. پرسش: آقای زعیم اگر مطلب دیگری در این رابطه دارید، بفرمایید. کورش زعیم: مطلب دیگری ندارم فعلا ما روی این وزارت خانه تمرکز داده ایم، بخاطر اینکه ما هر بلایی در درون کشور بر سرمان بیاید و هر مصیبتی در درون کشور بکشیم، باید احترام خودمان را در عرصه بین المللی حفظ بکنیم و آنهایی که ما را، یعنی ملت ایران را، نمایندگی می کنند باید شخصیت های برجسته باشند، دانا باشند، آگاه باشند، و نمادی از شخصیت و فرهنگ و تاریخ این ملت باشند که این وزارت خارجه به هیچ وجه در این شرایط نیست.
+
نوشته شده در چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت 15:36 توسط دوستداران کورش زعیم
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
دهم اردیبهشت 1387 جناب آقای منوچهر متکی وزیر محترم امور خارجه جمهوری اسلامی ایران سرور گرامی، سیاستهای خارجی نابخردانه و آسیب زا، و ستیزگری های بیهوده و ناهوشمندانه جمهوری اسلامی در عرصه بین المللی، که شما نماد ومجری آن بوده اید، ما را در چنان شرایط تحقیرآمیزی قرار داده که ملت ایران، با پیشینه تاریخ و تمدنی با عظمت و پرشکوه، و با موقعییت استراتژیک بی همتا، که می بایستی به عنوان مرکز ثقل سیاسی، فرهنگی و اقتصادی منطقه، اکنون قدرتمندترین و بانفوذترین کشور این بخش جهان باشد، باید در چنین شرایط ناتوانی و انزوا و بی حرمتی قرار گیرد که کشورهای کوچک منطقه، بجای آنکه برای پیشرفت و امنیت خود بر ما تکیه کنند، خود سرچشمه ناامنی مرزهای ما شوند. چرا ملت ایران باید برای حفاظت از تمامیت ارضی کشور خود مجبور شود جلو سفارتخانه های کشورهایی گرد آید که موجودیت و رفاه خود را مدیون ما هستند؟ شرم بر ما که خود را چنان اداره کردیم که اینهمه در چشم جهانیان و همسایگان حقیر شویم. حفاظت و دفاع از تمامیت ارضی و منافع ملی ایران وظیفه شماست، نه مردمی که اکنون دیگر به درستی از شما دست شسته اند. عملکرد شما به عنوان نماینده روابط برونمرزی کشور نه تنها آبروریزی های فراوانی را در بر داشته، گفته های شما توسط دیپلمات های بیگانه به ریشخند کشیده شده، در نشست های بین المللی ناآگاهی های شما موجبات توهین را فراهم کرده، به جلسات حساس گفتگوهای مربوط به ایران راه نیافته اید، و حتا کشورهای کوچکی که خود همیشه متکی به دیگران بوده و هستند، چنان گستاخ شده اند که با نماینده ایران مانند نوکر خود رفتار می کنند، بلکه شما خود نیز اظهاراتی در رسانه ها و مجامع بین المللی در مواردی که منافع ملی ما مطرح بوده کرده اید که چیزی جز خیانت به منافع ملی ایران نمی تواند تعبیر شود و روزی باید پاسخگوی ملت بزرگ ما باشید. اظهارات شما به عنوان یک مقام رسمی کشور در پیوند با مالکیت ایران در دریای مازندران، منافع ملکی، استراتژیک و فرهنگی ایران در خلیج پارس، منافع استراتژیک و پیمانی ایران در اروندرود، موضع گیری های شما در رابطه با شورای امنیت که ناشی از ناآگاهی از حقوق بین الملل و مسئولیت ها و اختیارات نهادهای سازمان ملل بوده، و شماری اظهارات نابخردانه و ناهوشمندانه دیگر در عرصه بین المللی، چیزهایی نیست که ملت ایران به آسانی فراموش کند. شما سه سال پیش در میزگردی با حضور ریچارد مورفی و من، در تضاد 180 درجه ای با پیش بینی اینجانب، با قاطعیت اظهار نظرکردید که از صدور قطعنامه حقوق بشری پارلمان اروپا علیه جمهوری اسلامی شگفت زده شده اید، و نیز اینکه امریکا هرگز نمی تواند مسئله هسته ای را به شورای امنیت بکشاند. این ناآگاهی و تحلیل غلط باعث شده که در طی مدت مسئولیت شما در وزارت امورخارجه، نخستین قطعنامه تحریم شورای امنیت در تاریخ کشور علیه ایران و متعاقب آن، انگار که از خواب بیدار نشده اید، دو قطعنامه تحریمی سخت تر دیگر هم علیه ما صادر شود، اقتصاد کشور را به نابودی بکشاند، ما را در آستانه تجاوز نظامی قرار دهد، همسایگان را به دست اندازی به خاک ایران و شیطان های تجزیه طلب را به آب گل آلود امیدوار سازد. عملکرد وزارتخانه شما، که به یک محفل خانوادگی تبدیل گشته، باعث شده که کشورهای پیرامون دریای مازندران به ما اعتنایی نکنند، کشورهای پیرامون خلیج پارس ما را مانند موالی خود تحقیر کنند، نام خلیج پارس را تغییر دهند، جزایر سه گانه را ادعا کنند و فیلم هایی توهین آمیز برای تحقیر ملت ایران تولید نمایند، کشورهای عرب زبان کماکان علیه ما رای دهند و اکنون علیه ما بسیج شوند، کشورهای زیرکی مانند ونزوئلا، بولیوی و غیره ما را بدوشند، و جهان به ما مانند جزامی ها بنگرد. اینها همه دستاوردهای دوران وزارت شما بوده است. امروز هزاران نفر از مردم ایران در تهران و دیگر شهرها ناخشنودی خود را نسبت به سیاستهای خارجی شما نشان دادند و عملا شما را با تظاهرات گسترده خود از مقامتان خلع کرده اند. بنابراین، برای جلوگیری از تخریب بیشتر منافع، موقعیت و وجهه بین المللی ایران، و یا دستکم وجهه کیفی دیپلماسی بین المللی ایران، من به نام یک شهروند ایرانی و در پژواک اعتراض ملت ایران در این روز مقدس خلیج پارس، از شما درخواست می کنم که هرچه زودتر، پس از پوزش خواهی رسمی از ملت ایران و درخواست بخشایش، از سمت خود کناره گیری نمایید. هرچند که کناره گیری شما تضمینی برای یک جانشینی شایسته نیست، ولی شاید که استثنایی بودن کیفیت بسیار پایین دیپلماسی بین المللی ایران را تا حدی جبران نماید و به جهانیان اعلام کند که شما نماینده خواستهای ملت ایران و نماد خرد ایرانی نیستید. با گرامیداشت، کورش زعیم
+
نوشته شده در چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت 8:40 توسط دوستداران کورش زعیم
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
English translation of Kourosh Zaim letter to Iran Foreign Minister April 29, 2008 Mr. Manouchehr Mottaki, Foreign Minister Islamic Republic of Iran Dear Sir, Unwise and damaging policies, including useless and unintelligent combative behavior of the Islamic Republic on the international scene, of which you have been the symbol and executor, have put us in such an humiliatingly weak and isolated situation that even the little neighboring countries who must depend on us for their own security are now threatening ours. Iran, owing to its impressive history and civilization, and the unequalled strategic importance, is rightfully the cultural, economic and political gravity center of the region, and must have been by now the most powerful and influential country in this part of the world; not so helplessly weak, isolated and ignored to the point that its people in defense of their sovereignty have to gather before embassies of those new little countries that owe their very existence and prosperity to us. Your performance as the representative of the country’s external relations, not only has caused disgrace for our nation, your words ridiculed by foreign diplomats, your incompetence barred you from meetings on Iran issues, little countries, who’ve always been dependents of others, developed such impudicity as to treat you as their junior; but some of your own inappropriate and undiplomatic public statements concerning matters of our national security and interests too have been totally unacceptable and some can only be interpreted as treason. Your statements concerning our sovereign and ownership rights in Caspian Sea, our sovereign, cultural and strategic interests in Persian Gulf, our strategic interests and legal rights in Arvand Rud, your positions on the UN Security Council resolutions and UN powers all stem from your lack of knowledge of international law and the responsibilities and powers of the international organizations, and even our own history, failures which cannot be easily forgiven. Some three years ago, in a round table discussion with Richard Murphy and me, in a 180 degree difference with my opinion, you expressed surprise at EU human rights resolution against the Islamic Republic and stated decisively that Americans can never take the Iranian nuclear issue to the Security Council. This lack of knowledge and erroneous analysis, caused issuance of the first ever UNSC sanctions against Iran during your tenure as foreign minister; and, as if you have not woken up, further two tougher and more destructive resolutions were issued rendering our economy ruins, bringing us to the verge of military attack, reviving land grab greed in some of our neighbors and raising evil hopes of social chaos and anarchy in the mind of separatists. As the result of poor performance of your foreign ministry, a family click, Caspian Sea littoral states do not pay least attention to our interests, Persian Gulf states humiliate us as region’s second rate citizens, little sheikhdoms try to change Persian Gulf name, invest in production of insulting films and literature, and claim sovereignty over three of our strategic islands. Arab countries continue to vote against us and have now become united against Iranian interests and security and, on the other hand, clever countries such as Venezuela, Bolivia, North Korea and the like, in return for worthless lip service, milk us of our oil income while our own people sink daily deeper and deeper in poverty. As if these are not enough, Iranians as a whole have lost total respect around the world and are treated as if they carry the plague. Today, on this National Day of Persian Gulf, thousands of Iranians in Tehran and other cities demonstrated their dissatisfaction with your foreign policies and have, in effect, relieved you of your duties. Therefore, in order to prevent further destruction of our national prestige, interests and international position, I, in the name of an Iranian citizen, demand your immediate resignation and your formal apology to the Iranian people and begging of forgiveness. Although your resignation is no guarantee of a better replacement, it may somewhat compensate for the incredibly low quality of the Islamic Republic’s foreign policies and declare to the world that you do not represent the wants and wishes of the Iranian nation and that you do not symbolize Iranian wisdom. Respectfully, Kourosh Zaim
+
نوشته شده در سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 21:17 توسط دوستداران کورش زعیم
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
قطعنامه جوانان جبهه ملی ایران در گردهمایی روز خلیج پارس ما، ملت ایران، با پیشینه تاریخ و تمدنی با عظمت و پرشکوه، و با موقعییت استراتژیک بی همتا، که می بایستی به عنوان مرکز ثقل سیاسی، فرهنگی و اقتصادی منطقه، اکنون قدرتمندترین و بانفوذترین کشور این بخش جهان باشیم، چرا باید در چنین شرایط ناتوانی و انزوا و بی حرمتی قرار گرفته باشیم که کشورهای کوچک منطقه، بجای آنکه برای پیشرفت و امنیت خود بر ما تکیه کنند، خود سرچشمه ناامنی مرزهای ما شوند. چرا ما ملت ایران باید برای حفظ تمامیت ارضی کشورمان مجبور شویم جلو سفارتخانه های کشورهایی گرد آییم که موجودیت و رفاه خود را مدیون ما هستند؟ شرم بر ما که خود را چنان اداره کردیم که اینهمه در چشم جهانیان و همسایگان حقیر شویم.
+
نوشته شده در سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 15:11 توسط دوستداران کورش زعیم
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
|
|
گفتگوی تارنمای سرزمین جاوید (امیر پریزاد) با کورش زعیم 8 اردیبهشت 1387 پرسش: حضور مردم در اعتراض به ادعای واهی شیخ نشین تا چه حد موثر است؟ مگر صدور قطعنامه های دولتی بسنده نیست؟ کورش زعیم: حضور مردم در اعتراض به گزافه گویی و رویاپردازی های شیخ نشین های امارات شاید تاثیری در سیاست اعمال فشاری که برای ایران تدارک دیده شده نداشته باشد، زیرا آنها اگر پشتیبانی و تشویق برخی قدرتهای جهانی نباشد، وارد چنین چالش خطرآفرینی نمی شوند. ولی این اعتراضات به حکومت جمهوری اسلامی نشان می دهد که مردم ایران سیاستهای نابخردانه و ضدملی و عملکردهای ضد ایرانی حاکمیت را زیر نظر دارند و آنها را پاسخگو می شمارند. همین میهن پرستی ملت ایران و وابستگی به فرهنگ ملی است که تا کنون جمهوری اسلامی را در مرز واگذاری منافع ملی به بیگانگان متوقف کرده است. پرسش: علت اینکه «گوگل» شیطنت می کند، نام خلیج فارس را تحریف می کند، در شعارهای نوروزانه به "ملت های" ایران اشاره می کند و حتی نام شما را در جستجوگر خود حذف می نماید تا دسترسی به نوشته های شما دشوار شود چیست و راهکار اعتراض کدام است؟ کورش زعیم: شما از بنگاههای اقتصادی هدفی را به جز افزایش درآمد و سودآوری انتظار نداشته باشید. در گوگل هم فقط پول حرف اول را می زند و در آنجا هر کاری را با پول می توان خرید. هستند کشورهای کوچکی که پول ملت خود را برای عقده گشایی و ارضای نیاز به هویت جویی خودشان هزینه می کنند. انگار اگر نام خلیج فارس عوض شود، آنها دارای تاریخ تمدن می شوند. همین کار را با مجله نشنال جئوگرافیک هم کردند، فیلم سیصد را ساختند، و تا هنگامی که ما اینگونه زبون و منفور جهانیان باشیم، باز هم از این کارها خواهند کرد. در دنیای سیاست کشور خودمان هم هستند گروه هایی که به علت عملکرد غلطشان در اداره کشور، اقبالی در میان مر | ||